7 دلیلی که مردم نمی توانند باورهایشان را تغییر دهند. | سجاد عبادی- تغییر باورها

سجاد عبادی-تغییر باورها

» 7 دلیلی که مردم نمی توانند باورهایشان را تغییر دهند.سجاد عبادی- تغییر باورها

آغاز ثبت نام در دوره راز تغییر و تحول در زندگی من

آغاز ثبت نام در دوره راز تغییر و تحول در زندگی من

تغییر کمی سخت است و باید این امر را قبول کرد ولی وقتی شخصی تصمیم به تغییر می گیرد دیگر دلایل ذکر شده نمی تواند دلایل محکمی باشد.
غلبه بر موارد ذکر شده در پائین می تواند زندگی شما را متحول کند.در ادامه به بررسی هر کدام از موارد زیر پرداخته می شود.
اول: خطر تغيير در نظر برخي از افراد، بزرگ‌تر از خطر ماندن در شرايط موجود است.

هر شرایطی که به سختی محیا شود و فرد آن را قبلا به سختی به دست آورده باشد تغییر دادنش در ذهن فرد مشکل است.با ذکر مثالی به این موضوع می پردازیم.فرض کنید شخصی به سختی کاری برای خود پیدا کرده و در آن کار مشغول است.حال با این دید به موضوع نگاه کنیم که فرد در کاری که مشغول به آن است حقوق کم,گذران زندگی خیلی معمولی,اجاره نشین و … برایش به وجود آمده که این وضعیت از شرایط قبلی به مراتب بهتر است.حال اگر احساس کند که باید دوباره شرایط زندگی خود را تغییر داده و به دنبال راه بهتری برای افزایش کیفیت زندگی باشد در این صورت جای تغییر خالیست.ولی افکار منفی به شخص اجازه این تغییر را نخواهد داد.و این افکار احساس خطر که اگر این شرایط را از دست دهم با بحران مواجه خواهم شد.
دوم: مردم احساس ارتباط و نزديکي با افراد و روش‌هايي مي‌کنند که قبلا وجود داشته‌اند.

شخص مورد نظر در کاری که مشغول به آن است وابستگی پیدا کرده و نسبت به افراد,مکان,اوضاع وابستگی پیدا کرده و این تغییر احساست و وابستگی های فرد را تهدید می کند و نمی تواند به راحتی این موضوع را هضم کند.همیشه ذهن خودآگاه در این مورد ابراز قدرت کرده و با بیان جملاتی اگر این محل را ترک کنم … اگر جای دیگه برم … و اینگونه سخنان باعث می شود فرد دیگر شرایط تغییر را دریافت نکرده و مجدد وارد زندگی قبلی خود شود.
سوم: مردم هيچ الگويي براي فعاليت جديد ندارند.

داشتن الگو و رسیدن به این باور که آن فرد این کار رو کرده پس من هم می تونم , می تواند پلی به سوی موفقیت و ترقی باشد.الگو آزمون خطاهایی کرده که فرد دیگر نیاز نیست آنها را تکرار کند.الگو زمان زیادی برای اینکار گذاشته و فرد با پیروری از آن, زمان را به حد بالایی کاهش می دهد.انتخاب درست الگو می تواند موفقیت را تضمین کند.الگو باید خود آن راه ها را انجام داده باشد.الگو باید متفکرانه انتخاب شود و رفتار و خواسته های او با رفتار ها و خواسته های شما هماهنگ باشد.
چهارم: مردم مي‌ترسند صلاحيت تغيير را نداشته باشند.

همه انسان ها به هر اندازه ای که بخواهند می توانند پپشرفت کنند.برخی هستند با به دست آوردن موفقیت خود را باخته,مغرور,خودخواه می شوند.برخی هستند دست و دلباز شده و به افراد فقیر کمک می کنند.در این بین افکاری منفی و مخرب به سوی شخص می آید که اگر تغییر کنی و زندگی خود را متحول کنی از خدا و خلق خدا غافل می شوی پس بشین سر جات و تکون هم نخور.ولی واقعا زندگی که به سختی بگذرد ارزش چنین فکر کردن را دارد؟
پنجم: افراد، احساس خستگي و مشغله زياد مي‌کنند.

مشغله زیاد و احساس خستگی در هر شغلی وجود دارد و امری قابل پذیرش است.اما اگر هدف موفقیت و متحول ساختن زندگی در تمام جنبه ها است دیگر امری منفی به حساب می آید.خستگی و مشغله زیاد نمی تواند بازدارنده باشد مگر اینکه ذهن منطقی خود دلیلی بی مورد برای آن بی آورد و شخص نیز چون مطیع و فرمان بردار آن (ذهن خود آگاه) شده دیگر خود خود را قانع می کند که با خستگی و مشغله زیاد نمی توان به تغییرات دلخواه رسید.
ششم: مردم در مورد باورها و ايده‌هاي خود شک دارند و مي‌خواهند در مورد ايده‌‌هاي جديد مطمئن شوند.

اطمینان در هر کاری خوب و مورد قبول است و در واقع به نوعی در مقابل ریسک پذیری قرار می گیرد و از طرفی برای تغییر باورها نمی توان ریسک کرد در اینجاست که باید به بند سوم رجوع کرده و با توجه به الگوی خود این مورد را طبق اصول خود قبول کند یا رد کند.هیچ انسانی کامل نیست و همه چیز را همه گان دانند و باور کسی بر باور شخص دیگر برتری ندارد.نمی توان گفت شخصی کاملا باورهای سازنده دارد.اصول و ملاک بستگی به نگرش فرد مورد نظر دارد.
هفتم: مردم احساس مي‌کنند که تغيير پيشنهادي، باورهاي آنها را تهديد مي‌کند.

گاهی اوقات لازم است که نگرشی در باورها داشته باشیم که آیا این باور توانسته مرا به اهداف خود برساند یا بر حسب تعصب بی مورد آنرا قبول کرده ام.پرسش چنین سوالاتی افکار و اندیشه های فرد را دگرگون کرده و نوعی تضاد در فرد ایجا می کند که آیا این بهتر است یا آن یکی.این تغییر پیشنهادی می تواند هر چیزی باشد خواه باور,خواه تغییر مکان,خواه تغییر شغل.

نتیجه گیری:

هر شخص در زندگی و در دنیای ذهنی خود باورهایی دارد که به شدت به آنها وابسته و نسبت به آنها تعصب خاصی دارد.این باور می تواند در زمینه مالی,شغلی,روابط خانوادگی و اجتماعی و … باشد.حال فرد با برگشت ذهنی به گذشته و مرور فراز و نشیب های کیفیت زندگی خود می تواند باورهای خود را ارزیابی و مراحل هفتگانه را برای آنها مرور کند.باورها و تغییر ان ممکن است فرد را دچار آشفتگی کند و در مقابل  تغییر باورها به سمت سازنده نیز می تواند زنگی فرد را دچار تحول و دگرگونی اساسی کند.به هر حال مهم و اصل تصمیم خود فرد است که بخواهد تغییر کند یا نه.

به این مطلب امتیاز دهید.
5 / 0
[ 0 رای ]
بازدید : 309 views بار دسته بندی : پیرامون باور تاريخ : 9 آبان 1394 به اشتراک بگذارید :
دیدگاه کاربران
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.